![]() |
![]() |
|
|
خرد جمعي بر باهوشترين فرد و يا افراد همان جمع برتري دارد.
در يک روز پاييزي در سال ١٩٠۶ دانشمند انگليسي «فرانسيس گالتون» خانه ي خود را در شهر پليموت به مقصد يک بازار مکاره در خارج شهر ترک كرد. گالتون ٨۵ ساله آثار کهولت را رفته رفته در خود احساس ميكرد اما هنوز از ذهني خلاق و کنجکاو برخوردار بود، چيزي که در طول عمرش به وي کمک کرده بود به شهرت دست يابد. دليل شهرت وي يافته هاي او در موردِ وراثت بود که موافقان و مخالفان سرسختي داشت. در آن روز خاص گالتون ميخواست در مورد احشام مطالعه کند. مقصد گالتون بازار مکاره ي ساليان هاي بود در غرب انگلستان، جايي که زارعين احشام خود را از گوسفند و اسب و خوک و غيره براي ارزشيابي و قيمت گذاري به آنجا مي آوردند.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم اردیبهشت 1389ساعت 11:14 توسط علیرضا |
|
|
تو به من خندیدی و نمی دانستی |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 22:13 توسط علیرضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1389 فروردین 1389 |
|
RSS
|